NO LOVE
وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند/وقتی خواستم ستایش کنم راهم را بستند/وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است/وقتی خواستم گریستن گفتند دروغ است/وقتی خواستم خندیدن گفتند دیوانه است/دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم. "دکتر علی شریعتی" یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که اگر من خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای داردو نه برای دیگران,باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم لحظات از آن توست:آبی,سبز,سرخ,سیاه,سفیدو...رنگ هایی را که بایسته است بر آن ها بزن روزهایت رنگارنگ سال نو مبارک نوروز یک هزارو سیصد و نود و یک گاهی وقتا از روی تنهایی با خودم حرف میزنم! میگن این خصلت آدمای تنهاست!!با خودم میگم مگه دنیا چقد جا داره که بتونه اینهمه بهونه رو توش جا بده؟؟آخه اینهمه دروغ، بی وفایی اینهمه دل شکستن اینهمه ...با خودم میگم کار دنیا هم سخته ها!یه دل گنده میخواد تا اینها رو ببینه و ساکت بمونه!گاهی وقتادیدن و شنیدن بعضی چیزها و اینکه نتونی چیزی بگی و فریادت رو تو خودت بشکنی مصیبت بزرگیه.و میدونم که نه تنها من،همه تو زندگی شون اون نور رو لمس کردن از خدا پرسیدم:چه چیز بشر شمارا سخت متعجب می کند؟پروردگارا وخدا پاسخ داد:کودکی شان,این که از کودکی خود خسته می شوندو برای بزرگ شدن عجله دارندوبعد دوباره پس از مدت ها,آرزو می کنند که کودک باشند. این که انسان ها... پسر جوان پس از مدت ها از منزل خارج شد.بیماری,روحیه او را مکدر کرده بود و حالا با اصرار مادرش به خیابان آمده بود,از کنار چند فروشگاه گذشت.ویترین یک فروشگاه بزرگ او را جلب کرد و وارد شد.در بخشی از فروشگاه که مخصوص موسیقی بود,چشمش به دختر جوانی افتاد که فروشنده آن قسمت بود.دختری بود هم سن خود و لبخند مهربانی بر لب داشت.لبخند آن دختر به نظرش زیباترین چیزی بود که به عمرش دیده بود. دختر نگاهی به او کرد و پرسید:می توانم کمکتان کنم.در یک نگاه در وجودش علا قه ای را نسبت به او احساس کرد ولی هیچ عکس العملی از خود نشان نداد. فقط گفت:من یک لوح موسیقی می خواهم.یکی را انتخاب کرد و به دست دختر داد.دختر لوح را گرفت و با همان لبخندگفت:میل دارید این را برایتان کادو کنم و بدون این که منتظر جواب بماند... برای عشق تمنا کن ولی خار نشو می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من,با دلم,با احساسم کردند و مرا در دوردست خودم تنها گذاشتند.ومن امروز به پایان خود نزدیکم.پروردگارا به من بیاموز تا آهی نکشم برای کسانی که دلم راشکسته اند. مرگ آرزوهام موقعی بود که فهمیدم تموم اون ستاره های دنباله داری که آرزوهای کودکیم رو پاشون ریختم سوسویی از چراغ هواپیما تو دل شب بود!!!


شبی در رویاهایم احساس کردم که با خدا گفت و گو می کنم.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده.
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر.
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.
برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.
برای عشق خودت باش ولی خوب باش







| Design By : P I C H A K . N E T |








